هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند...
ببینید بر سر جوان مردم چه آورده اند. همه جای دنیا دولت ها پول خرج میکنند تا یک روز به عمر یک مریض اضافه کنند. در کشور بخت برگشته و ملازده ما جوان رشید را میگیرند و شکنجه میکنند و میکشند و بعد هم جسدش را روی زمین میکشند.
میدانید چرا؟
برای اینکه میدانند حافظه تاریخی ما کوتاه است.
برای اینکه ما اینها را خواهیم بخشید
شاید چند سال دیگر بهشان رای هم دادیم
ما جنایت های سال 60 را دیدیم
قتل عام 67 را دیدیم
میگفتند که به دختران تجاوز میکنند- زن هفتاد ساله را شکنجه میکنند و میکشند
با برانکار جوانها را میبرند پای دیوار اعدام
حرفی نزدیم
گفتیم غلو میکنند
گفتیم خوب هر کی وارد سیاست بشه همین بلا هم سرش میاد.
در خارج آمدند و ترور کردند و کشتند گفتیم خوب ما را که نکشته اند.
مارا که شکنجه نکرده اند
حجاریان و جلایی پور و خلخالی شدند اصلاح طلب
موسوی خوئینیها که رییس دادگاه مرگ بود شد اصلاح طلب
مخملباف شد فیلمساز و هنرمند
اپوزیسیون ما شد محمدرضا خاتمی و آقاجری
زندانی سیاسی ما شد اکبر گنجی
خاتمی شد دکتر و فیلسوف
به لاجوردی گفت خدمتگزار
به دانشجویان گفت اوباش
جوانمان را از پنجره پرت کردند پایین
یادمان رفت
یادمان رفت که بر سر داریوش و پروانه فروهر
مختاری
پوینده
سعیدی سیرجانی
چه آمد
و خاتمی چه کرد
دخترانمان
کودکانمان در کشورهای همسایه خرید و فروش میشوند
جوانانمان چشم و کلیه شان را میفروشند
اعتیاد و فساد بیداد میکند
یادمان میرود
عیبی ندارد
گفتیم در عوض رنگ مانتوها شاد شد
دیگه کسی به ماهواره زیاد سخت نمیگیره
ما زود یادمان میرود
برای اینکه نفع ما در فراموشی است
برای اینکه فراموشی
آسان تر از ایستادن و نه گفتن و فحش خوردن
و کتک خوردن و زندانی شدن و مارک و برچسب تروریست خوردن است
و این چرخه ادامه خواهد داشت
تا روزی که ما بفهمیم که هیچ چیزی به خصوص آزادی
نه آسان به دست می آید و نه کسی مجانی به آدم تقدیم میکند
تا روزی که چشممان را از سراب برداریم و به دریایی که بی دریغ خودش را جلو ما پهن کرده نگاهی دقیق بیندازیم
تا آن روز
هر وقت فراموشی به سراغمان آمد
چهره خونین شوانه قادری
جوان رشید کرد را
که هر جای دیگر این دنیا بود الآن شاید زنده بود
را به خاطر بیاوریم...
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند...
ببینید بر سر جوان مردم چه آورده اند. همه جای دنیا دولت ها پول خرج میکنند تا یک روز به عمر یک مریض اضافه کنند. در کشور بخت برگشته و ملازده ما جوان رشید را میگیرند و شکنجه میکنند و میکشند و بعد هم جسدش را روی زمین میکشند.
میدانید چرا؟
برای اینکه میدانند حافظه تاریخی ما کوتاه است.
برای اینکه ما اینها را خواهیم بخشید
شاید چند سال دیگر بهشان رای هم دادیم
ما جنایت های سال 60 را دیدیم
قتل عام 67 را دیدیم
میگفتند که به دختران تجاوز میکنند- زن هفتاد ساله را شکنجه میکنند و میکشند
با برانکار جوانها را میبرند پای دیوار اعدام
حرفی نزدیم
گفتیم غلو میکنند
گفتیم خوب هر کی وارد سیاست بشه همین بلا هم سرش میاد.
در خارج آمدند و ترور کردند و کشتند گفتیم خوب ما را که نکشته اند.
مارا که شکنجه نکرده اند
حجاریان و جلایی پور و خلخالی شدند اصلاح طلب
موسوی خوئینیها که رییس دادگاه مرگ بود شد اصلاح طلب
مخملباف شد فیلمساز و هنرمند
اپوزیسیون ما شد محمدرضا خاتمی و آقاجری
زندانی سیاسی ما شد اکبر گنجی
خاتمی شد دکتر و فیلسوف
به لاجوردی گفت خدمتگزار
به دانشجویان گفت اوباش
جوانمان را از پنجره پرت کردند پایین
یادمان رفت
یادمان رفت که بر سر داریوش و پروانه فروهر
مختاری
پوینده
سعیدی سیرجانی
چه آمد
و خاتمی چه کرد
دخترانمان
کودکانمان در کشورهای همسایه خرید و فروش میشوند
جوانانمان چشم و کلیه شان را میفروشند
اعتیاد و فساد بیداد میکند
یادمان میرود
عیبی ندارد
گفتیم در عوض رنگ مانتوها شاد شد
دیگه کسی به ماهواره زیاد سخت نمیگیره
ما زود یادمان میرود
برای اینکه نفع ما در فراموشی است
برای اینکه فراموشی
آسان تر از ایستادن و نه گفتن و فحش خوردن
و کتک خوردن و زندانی شدن و مارک و برچسب تروریست خوردن است
و این چرخه ادامه خواهد داشت
تا روزی که ما بفهمیم که هیچ چیزی به خصوص آزادی
نه آسان به دست می آید و نه کسی مجانی به آدم تقدیم میکند
تا روزی که چشممان را از سراب برداریم و به دریایی که بی دریغ خودش را جلو ما پهن کرده نگاهی دقیق بیندازیم
تا آن روز
هر وقت فراموشی به سراغمان آمد
چهره خونین شوانه قادری
جوان رشید کرد را
که هر جای دیگر این دنیا بود الآن شاید زنده بود
را به خاطر بیاوریم...
از دوستی در فیس بوک
دیدن عکسهای این آلبوم رو به هر کسی توصیه نمی کنم. انسانیت از دیدن این عکسها بلرزه در می آد:
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر